
دگر آن شب است امشب که ز پی سحر ندارد من و باز آن دعاها که یکی اثر ندارد من و زخم تیزدستی که زد آنچنان به تیغم که سرم فتاده در خاک و تنم خبر ندارد همه زهر خورده پیکان خورم و رطب شمارم چه کنم که نخل حرمان به از این ثمر ندارد ز لبی چنان که بارد شکرش ز شکرستان همه زهر دارد اما چه کند شکر ندارد به هوای باغ مرغان همه بالها گشاده به شکنج دام مرغی چه کند که پر ندارد بکش و بسوز و بگذر منگر به اینکه عاشق بجز اینکه مهر ورزد گنهی دگر ندارد می وصل نیست وحشی به خمار هجر خو کن که شراب ناامیدی غم دردسر ندارد وح...
ادامه مطلب
زیبا زیبا هوای حوصله ابری است چشمی از عشق ببخشایم xa0تا رود آفتاب بشوید xa0دلتنگی مرا xa0 زیبا هنوز عشق xa0در حول و حوش چشم تو می چرخد از من مگیر چشم دست مرا بگیر و کوچه های محبت را xa0با من بگرد یادم بده چگونه بخوانم تا عشق در تمامی دل ها معنا شود یادم بده چگونه نگاهت کنم که تردی بالایت xa0در تندباد عشق نلرزد xa0 زیبا آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را xa0احساس می کنم آنگونه عاشقم که نیستان را xa0یکجا هوای زمزمه دارم آنگونه عاشقم که هر نفسم شعر است xa0 زیبا چشم تو شعر چشم تو شاعر است من دزد شعرهای چ...
ادامه مطلب